|
مختصری از تاریخ تنکابن
| ||||||
|
تنکابن به معنی پایین تنکا است. تنکا شهری بود که در سال 789 منهدم گشت و آن هنگام قلعه ای به نام (دز تنکا) در محل شهر سابق بود. | ||||||
|
در تنکابن یازده طایفه بزرگ زندگی می کردند، باقیمانده طایفه های بزرگ عبارتند از: خلعت بری، قوی حصارلو یا قوی اوصلو، کلانتریه، فقیه، طالش، گلیج، رج، اساس، شورج، طالقانی و رودباری. تاریخ تنکابن به گذشته های بسیار دور می رسد. طبق مطالعاتی که از تاریخ به عمل آمده، نخستین مردمی که در این حیطه زندگی می کردند به «مردها» یا «آماردها» موسوم بودند.بیشتر محققین «مردها» یا «آماردها» را ساکنین بومی قبل از آمدن آریایی ها به ایران می دانند «مردها» مردمی سلحشور بودند و همیشه در مقابل پادشاهان و زورگویان دلیرانه ایستادگی می کردند و در تیرانداری بی نظیر بودند. | ||||||
|
تنکابن در زمان ساسانیان جزء گیلان محسوب می شد. چون حدود گیلان در آن زمان از تالش تا رود چالوس بود. فرمانروایی این سرزمین سپس در اختیار «باوندیان و قارونیان» قرار گرفت، «پادوسپانان» که از شاخه دوم گاوبارگان بودند تا زمان سلاطین صفوی (شاه عباس اول) حکومت محلی خود را بر این منطقه ادامه دادند، در زمان عمربن العلاء (145-157 هـ) رویان که تنکابن جزئی از آن بود به طبرستان پیوست. دین مردم تنکابن به احتمال زیادتا اوایل قرن دوم زرتشتی بود و اسلام بعد از آن در اینجا نفوذ کرد و حکام عرب که از طرف خلیفه بر این سرزمین فرمانروایی می کردند سنی بودند و مذهب شیعه بخصوص زیدیه بوسیله حسن بن زید (پشت شانزدهم امام المتقین علی بن ابیطالب) در این ناحیه ترویج و انتشار یافت و علت آمدن سادات به طبرستان و دامنه های البرز این بوده است که گماشتگان بنی عباس هر که از خاندان آل علی را می گرفتند شکنجه می کردند یا می کشتند. در نتیجه خاندان آل علی در جهان اسلام پراکنده شدند و بیشترشان اندیشه مبارزه با بنی عباس را دنبال می کردند و گروهی از سادات نیز در دامنه البرز و کوهستان های طبرستان جای گرفتند. در زمان طاهریان محمد بن اوس که از طرف سلیمان بن عبدالله حکومت رویان و چالوس و کلار به او محول شده بود با پسرش شروع به اذیت و آزار و گرفتن مالیات های سنگین از مردم کردند، مردم رویان که جانشان به لبشان رسیده بود سیدی پارسا به نام محمد بن ابراهیم را پیش حسن بن زید فرستادند و آمادگی خود را برای بیعت با او اعلام کردند و در نتیجه نطفه جنبش زیدیه در رویان بسته شد و همین طور سادات زیدی تا قرن هشتم ثبات خود را حفظ نمودند. |
|
بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار نویسنده کتاب تاریخ اسفندیار که در فرن 6و7 می زیست در این زمان حدود مازندران را از دینار جاری در شرق ملاط که در نزدیکی هوسم(رودسر) قرار دارد می داند پس در این زمان حدود تنکابن جزء مازندران محسوب می شده و آخرین بازمانده ساداتی که در تنکابن فرمانروایی می کردند سید رکابزن تنکابنی است که از نبیره های سید ابوالحسن بالله بوده، او از سادات بزرگ و حاکم تنکابن و رامسر از سنه (723 هـ) بوده و در آن زمان گرمرود یا سخت سر مرکز تنکابن بوده، بعد از مرگ ابوالحسن موید بالله حکومت کم کم از دست خاندان آنها خارج شد و برادران و فرزندان او به دیه موسوم به شرابه کلایه توطن جستند تا جد سید رکابزن خروج کرده و قسمتی از دیلمستان و شیرود و دو هزار را یه تصرف درآورد. در نتیجه حکومت آنان دوباره مسجل شد. او به یاری نوپاشا رانکوهی،امیره نوجهان فرماندار لاهیجان را کشت و در سال (769 هـ) که همراه با امیر نوپاشا برای از بین بردن فرزندان امیره جهان به لاهیجان لشگر کشی کردند با شکست مواجه شدند. | ||||||
|
امیره نوپاشا متواری شد اما سید در مسجد اسبه شوران به دام افتاد و به ضرب تیر و شمشیر از پای درآمد و پس از کشته شدن پای او را با ریسمان بستند و در بازار لاهیجان به دار آویختند. | ||||||
|
پس سادات کیا تا قرن هشتم بر این سرزمین فرمانروایی کردن، پس از کشته شدنسید رکابزن تنکابنی که به سادات متقدمه گیلان معروف بود سلسله متاخره گیلان شروع می شود. سر سلسله سادات متاخره گیلان امیر کیای ملاطی بوده که نسبش با امام زین العابدین(ع) می رسد که در سنه (763) در رستمدار وفات یافته و پس از او سید علی کیا در زمان سید رکابزن تنکابنی مزیست بوسیله تاج الدین محمد بن برفجانی که از بزرگان بود از سید رکابزن می خواهد نا جایی را برای اسکان یافتن خود و یارانش به او بدهد. | ||||||
|
سید رکابزن گرمرود (رامسر) را به او می سپارد و سید علی کیا پس از مشورت با سید قوام الدین مرعشی مازندران متوجه تنکابن می شود و پس از چندی عازم سخت سر می گردد. | ||||||
|
پس از کشته شدن رکابزن سید علی به زور با حمایتی که از سوی قوام الدین مرعشی می شود تنکابن را از چنگ پسر سید رکابزن بدر می آورد و خود حاکم بلامانع تنکابن می گردد و کم کم کار سید علی چنان بالا می گیرد که بربیه پیش که مرکز آن لاهیجان بود دست می یابد و تنکابن را به برادر خود سید هادی کیا واگذار می کند سید علی عاقبت در نزدیکی رشت با تمام یاران و فرزندان به قتل می رسد پس از سید هادی کیا فرزندان او بر تنکابن فرمانروایی می کردند و آخرین بازمانده از این خاندان که خان احمد گیلانی بود حکومتش به دست شاه عباس اول برافتاد. |